فَتَنْفَهِقُ عَلی تِلکَ الاَعیانِ اَنوارُ هذَا التَّجَلّی

فَتَنْفَهِقُ عَلی تِلکَ الاَعیانِ اَنوارُ هذَا التَّجَلّی یعنی به صورت گستره و به بیان بهتر و شیواتر امتلاء، پس انوارِ این تجلی بر آن اعیان (حقایقِ ثابتۀ موجودات) فوران می‌کند و بر آنها گشوده شده و انتشار می‌یابد «تَنْفَهِقُ » معنا خیلی منسجم‌تر می‌شود. ریشهٔ آن از ف‑ه‑ق است و درعربی به معنای امتلاء شدید، سرریزشدن، و لبریز گشتن چیزی از فراوانی می‌آید. در لغت : تفهّق الإناء → ظرف از شدت پر بودن لبریز شد حالتی از گستردگی همراه با امتلاء پس وقتی جمله را این‌گونه بخوانیم: فتنفهق علی تلک الأعیان أنوارُ هذا التجلّی ساختار معنایی آن چنین می‌شود: تفهّق: لبریز شدن و سرریز کردن از کثرت أنوار هذا التجلی: انوار ناشی از تجلی حق علی تلک الأعیان: بر تعینات علمی یا اعیان انوارِ این تجلی چنان فراوان و گسترده می‌شود که بر آن اعیان به حالت امتلاء و سرریز گسترش می‌یابد. بنابراین تمام تاکید ما بر کلمه بسیار زیبای شیخ محی الدین بود که فتنفهق جریان فیض حق متعال بر اعیان و خصوصا انسان به عنوان اشرف مخلوقات بسیار بیش از استعدادات نفس وی است.
ابن عربی، الفتوحات المكية (عثمان يحيى)، ج‏10، ص: 515.

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

و القابل لا يكون إلا من فيضه الأقدس

و القابل لا يكون إلا من فيضه الأقدس/ یعنی: قابل (یا قابلیتِ پذیرش) جز از فیض اقدسِ حق پدید نمی‌آید. به بیان روشن‌تر: حتی ظرفیت و آمادگی موجودات برای دریافت فیض نیز خود از فیض الهی نشاٌت می‌گیرد در بحث استعداد یک سؤال فلسفی پیش می‌آید: اگر موجودات بر اساس استعداد خود فیض می‌گیرند، پس این استعداد از کجا آمده است؟ ابن‌عربی معتقد است چیزی خارج از خدا منشأ این تفاوت نیست بنابراین می‌گوید: حتی قابلیتِ دریافت نیز از خداست.

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

هستی در ترازوی برهان و شهود؛

در آستانهٔ نسبتِ تجلی و جعل مسئلهٔ نسبتِ وحدت و کثرت از بنیادی‌ترین پرسش‌هایی است که ذهن متفکران سنت اسلامی را به خود مشغول داشته است. اگر حقیقتِ وجود واحد است و از مبدأیی یگانه سرچشمه می‌گیرد، چگونه کثرت گستردهٔ موجودات در عالم پدید می‌آید؟ این پرسش، در طول تاریخ اندیشهٔ اسلامی، پاسخ‌هایی گوناگون یافته است؛ پاسخ‌هایی که گاه در قالب برهان‌های فلسفی صورت‌بندی شده‌اند و گاه در افق تجربهٔ شهودی و زبان عرفان بیان گردیده‌اند.
به کتاب از تجلی تا جعل بررسی تطبیقی نظریه پیدایش موجودات در ابن‌عربی و ملاصدرا از نگارنده سید جواد سبزپوش مراجعه شود .

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

جعل و مجعول در کلام ابن عربی

الأعيان الثابتة هي حقائق الموجودات و أنّها غير مجعولة «غیر مجعولة» یعنی: اعیان ثابته مخلوق یا ایجاد شده نیستند یعنی خداوند آن‌ها را ایجاد نکرده مثل موجودات خارجی. اما این به این معنا نیست که آن‌ها مستقل از خدا هستند؛ بلکه در دستگاه ابن‌عربی: وجود از خداست (افاضهٔ وجود) اعیان ثابته فقط تعینات علمی معلوم در علم خدا هستند. به همین دلیل می‌گویند: وجود → مجعول است (یعنی افاضهٔ حق) عین ثابت → غیر مجعول است (چون فقط معلوم است، نه موجود خارجی) چرا ابن‌عربی می‌گوید «غیر مجعول»؟ دلیل متافیزیکی او این است: اگر اعیان ثابته مجعول باشند، لازم می‌آید که: خداوند اول ماهیت اشیاء را بسازد، بعد وجود به آن بدهد. اما در نظر ابن‌عربی: اعیان ثابته ازلی در علم حق معلوم‌اند، و خدا فقط وجود را بر آن‌ها تجلی می‌دهد.

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

فالأعيانُ الثابتةُ في حالِ عدمِها ما هي مجعولةٌ لله، وإنما هي معلوماتٌ له.

اعیان در حال عدمشان مجعولِ خدا نیستند، بلکه معلومِ او هستند.
آیا اعیان ثابته مخلوق‌اند (مجعول‌اند) یا نه؟ یعنی آیا خدا آن‌ها را ایجاد کرده یا فقط می‌داند؟ ابن‌عربی می‌گوید: الأعيان الثابتة ما شَمَّت رائحة الوجود اعیان ثابته هرگز بوی وجود را استشمام نکرده‌اند. پس آن‌ها وجود خارجی ندارند؛ فقط در علم الهی ثابت‌اند.معنای «معلوم بودن» وقتی ابن‌عربی می‌گوید اعیان معلوم‌اند نه مجعول، منظور این است: اعیان ثابته همان حقایق ممکنات در علم خدا هستند. علم خدا به آن‌ها تابع جعل نیست.
به بیان دیگر: خدا اول چیزی را نمی‌آفریند تا بعد آن را بداند؛ بلکه به حقایق اشیا علم دارد و بر اساس همان علم، وجود را افاضه می‌کند. پس: اعیان = متعلَّق علم الهی نه مخلوق مستقل در مرتبه‌ای از وجود
اگر بگوییم اعیان ثابته مجعول‌اند، چند مشکل پیش می‌آید: مشکل اول: تسلسل در علم اگر خدا اول عین را جعل کند تا بعد آن را بداند، پس قبل از جعل باید بداند چه چیزی را می‌خواهد جعل کند. این یعنی: علم → قبل از جعل لازم است. پس اعیان نمی‌توانند محصول جعل باشند. مشکل دوم: تغییر در علم الهی اگر اعیان با جعل ایجاد شوند، علم خدا تابع فعل می‌شود. در حالی که در عرفان ابن‌عربی: علم الهی ازلی و تغییرناپذیر است.

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

الأعيان الثابتة هي حقائق الموجودات، وأنها غير مجعولة، وحقيقة الحق منزّهة عن الجعل والتأثّر.

الأعيان الثابتة هي حقائق الموجودات یعنی: اعیان ثابته همان حقایق موجودات‌اند.
و أنها غير مجعولة یعنی: این حقایق «مجعول» نیستند؛ جعل به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد.
وحقيقة الحق منزّهة عن الجعل والتأثّریعنی: ذات/حقیقت حق از جعل و تأثر منزه است.
صدر الدین قونوی، النصوص، ص: 21

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

چگونه جهان پدید آمد؟

در عرفان خصوصا در منظر ابن عربی پرسشِ «چگونه جهان پدید آمد؟»، جای خود را به پرسشِ «چگونه حق در مظاهرِ متکثر جلوه‌گر شد؟» می‌دهد. تفاوتِ میانِ این دو پرسش، مرزِ میانِ «علیت» و «تجلی» است؛ مرزی که در این فصل، آن را با تکیه بر متونِ دست‌اولِ عرفانی واکاوی خواهیم کرد تا زیربنایِ نظریِ لازم برای مقایسه با «نظریهٔ جعل» در حکمتِ متعالیه فراهم شود.
قسمتی از کتاب از تجلی تا جعل دکتر سید جواد سبزپوش

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

حدوث و قدم در مکتب ابن عربی

«قدم» صفتِ ذاتِ حق است در ساحتِ باطن، و «حدوث» صفتِ تجلیاتِ اوست در ساحتِ ظاهر. عالم از آن جهت که به اعیانِ ثابته و علمِ ازلیِ حق تکیه دارد، قدیمِ علمی است؛ اما از آن جهت که در تشخصاتِ خارجی دم‌به‌دم لباسِ هستی می‌پوشد و درمی‌آورد، حادثِ عینی است. کثرتِ حوادث نه تنها غباری بر دامنِ بساطتِ قدیم نمی‌نشاند، بلکه خود، آیه‌ای از غنایِ بی‌پایانِ ذاتِ اوست که با آینه‌گردانیِ دائمِ خویش، اسماءِ الهی را در قالبِ زمان و مکان به نمایش می‌گذارد.
قسمتی از کتاب از تجلی تا جعل دکتر سید جواد سبزپوش

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

خلق مدام یا خلق جدید در مکتب ابن عربی

ابن‌عربی در نظریهٔ تجلی، این مسئله را از طریقِ اصلِ «خلقِ جدید» یا «خلقِ مدام» حل می‌کند؛ جهان را یک «صیرورتِ پیوسته» و «نوآوریِ دم‌به‌دم» می‌داند. در نگاهِ شیخ‌اکبر، تجلیِ الهی هرگز تکرار نمی‌شود: «لا تَکرارَ فِی التَّجَلّی». از آنجا که کمالات و شئونِ ذاتِ حق بی‌نهایت است، هر آن، تجلیِ جدیدی از غیب به شهادت می‌رسد. جهان در هر لحظه نابود (عدم) می‌شود و در لحظهٔ بعد با تجلیِ اسمی دیگر، بازآفریده (وجود) می‌شود، بی‌آنکه میانِ این دو لحظه، فاصله‌ای زمانی در کار باشد که به چشمِ ادراکِ حسی بیاید. این «اناً فاناً» نو شدنِ عالم، همان حرکتِ حبّی است که به تعبیرِ ابن‌عربی، جهان را در اضطرابِ دائمِ اشتیاق به ظهور نگاه می‌دارد.
قسمتی از کتاب از تجلی تا جعل دکتر سید جواد سبزپوش

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

منشاء تشخص در عرفان

اعیان ثابته از نظر ابن‌عربی منشأ تشخص‌اند، اما نه موجودند، نه در خارج اثرگذاری دارند. پس چه چیزی در عالمِ خارج، تشخص را پدید می‌آورد؟ ؟؟؟؟؟
قسمتی از کتاب از تجلی تا جعل دکتر سید جواد سبزپوش

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

وجود در عرفان ابن عربی و حکمت متعالیه صدرا

در عرفان ابن‌عربی، بنیاد هستی‌شناسی بر اصل وحدت وجود و نظریهٔ تجلی استوار است. از این منظر، وجود حقیقتی واحد است که در مظاهر گوناگون ظهور می‌یابد و کثرت موجودات چیزی جز تعینات آن حقیقت یگانه نیست. ابن‌عربی در تبیین این معنا در الفتوحات المکیة می‌نویسد: «فليس في الوجود إلا الله، وما ثمّ إلا هو، ولكن تتنوّع المظاهر وتختلف الأحكام
اما در حکمت متعالیه صدرا با طرح نظریه اصالت وجود و تشکیک در مراتب آن تبیین عقلانی از مراتب وجود ارائه داد در این دستگاه وجود حقیقتی واحد اما دارای مراتب شدت و ضعف است (تشکیک در وجود) یعنی موجودات مختلف مراتب گوناگون این حقیقت واحداند .
قسمتی از کتاب از تجلی تا جعل دکتر سید جواد سبزپوش

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش

مبنای حرکت جوهری و تشکیک وجود صداریی

ملاصدرا با الهام از پویاییِ هستی‌شناختی در نظریهٔ تجلی ابن عربی، مفهومِ «حرکتِ جوهری» و «تشکیکِ وجود» را صورت‌بندی می‌کند تا تبیینِ عقلانیِ خود را از نحوهٔ ربطِ حادث به قدیم و جعلِ وجود ارائه دهد.
قسمتی از کتاب از تجلی تا جعل دکتر سید جواد سبزپوش

پژوهشگر دکتر سیدجواد سبزپوش